تبليغاتX
عشق فیلم
" اره 4" گيشه هاي فروش را تسخير كرد


چهارمين فيلم مجموعه بسيار ترسناك "اره" درباره يك قاتل زنجيره اي كه حتي پس از مرگ به جنايات خود ادامه مي دهد، در هفته پيش از تعطيلات هالووين 1/32 ميليون دلار فروخت و رده نخست جدول فروش را در آمريكاي شمالي از آن خود كرد. به گزارش مهر، كمدي رمانتيك " دن در زندگي واقعي" با بازي استيو كارل نيز در هفته اول اكران با 1/12 ميليون دلار فروش در جايگاه دوم قرار گرفت و فيلم ترسناك "30 روز شب" با بازي جاش هارتنت در نقش خون آشامي كه يك شهر را مورد هجوم قرار مي دهد، با از دست دادن 58 درصد تماشاگران خود حدود 7/6 ميليون دلار فروخت و مجموع فروش خود را در 10 روز به 3/27 ميليون دلار رساند. اين گزارش مي افزايد: نخستين فيلم مجموعه "اره" در هالووين سال 2004 با 3/18 ميليون دلار افتتاح شد و در نهايت فروش داخلي آن به 2/55 ميليون دلار رسيد. يك سال بعد "اره 2" كار خود را با 7/31 ميليون دلار فروش آغاز كرد و در نهايت به فروشي در حد 87 ميليون دلار دست يافت. سال پيش نيز "اره 3" در هفته اول اكران 6/33 ميليون دلار فروش داشت و در پايان موعد اكران، مجموع فروش آن 2/80 ميليون دلار شد. داستان فيلم " اره 4" كه در 3183 سينما اكران شده، از جايي آغاز مي شود كه فيلم قبلي به پايان مي رسد. قاتل زنجيره اي، معروف به "جيگسو - اره" كه نقش او را توبيــن بل بـازي مي كند، مرده است، اما پس از كالبدشكافي در ميان امعا و احشاء او يك نوار كاست پيدا مي شود كه ماموران پليس را درگير يك پازل جديد درباره ميراث مرد مجنون مي كند. اين فيلم را دارن لين بوسمن كارگرداني كرده است. استيو كارل در فيلم "دن در زندگي واقعي" كه رده دوم جدول را از آن خود كرد نقش يك ستون نويس مشاور خانواده را بازي مي كند كه از همسرش جدا شده و عاشق دوست برادرش مي شود. اين فيلم را پيتر هجز كارگرداني كرده و ديگر نقش اصلي آن را ژوليت بينوش بازي مي كند. گفتني است، حدود 55 درصد تماشاگران اين فيلم را زنان تشكيل دادند. كمدي خانوادگي "طرح بازي" با نقش آفريني "راك" با 3/6 ميليون دلار و كمدي رمانتيك "چرا ازدواج كردم؟" ساخته تايلر پري- فيلمساز سياهپوست -با 7/5 ميليون دلار در رده هاي چهارم و پنجم ايستادند. "مايكل كليتن" به كارگرداني توني گيلروي با بازي جرج كلوني ششمين فيلم پرفروش اين هفته بود. نخستين تجربه كارگرداني گيلروي با از دست دادن 24 درصد تماشاگران خود حدود پنج ميليون دلار فروخت و مجموع فروش خود را به 8/28 ميليون دلار رساند. گفتني است، براي ششمين هفته پياپي مجموع فروش فيلمها كمتر از موعد مشابه در سال ميلادي گذشته بود. اين هفته رقم كلي فروش فيلم ها 104 ميليون دلار شد كه در مقايسه با سال پيش يك درصد كمتر بود.

اره 4 (2007)

 

jigsaw

 

داستان فیلم: قاتل زنجیره ای (jigsaw) مرده است و دو مامور FBI در حال بررسی حوادث و اتفاقات پیش آمده هستند. در هر صورت هنوز تمام تله های مرگ Jigsaw رو نشده است و یک کارآگاه FBI مسئول پیگیری بازی مرگ دیگری است که Jigsaw قبل از مرگش ترتیب داده است.

کارگردان: Darren Lynn Bousman  

نویسندگان: Patrick Melton , Marcus Dunstan

بازیگران: ( از چپ به راست)

 Tobin Bell, Scott Patterson, Costas Mandylor, Betsy Russell

ژانر: (ترسناک) horror    

تاریخ اکران: 5 آبان 1386  

مدت پخش: 108 دقیقه

درجه بندی سنی: R (برای سلسله صحنه های خشونت بار خونین و سراسر شکنجه و همین طور استفاده از الفاظ نا مناسب)


هری پاتر و محفل ققنوس(2007)

هری پاتر و دوستان

داستان فیلم: هری پاتر خودش را برای شرکت در امتحان تعیین سطح هاگ وارتس که بعد از تعطیلات تابستانی برگزار می شود آماده میکند. این در حالی است که او پنجمین سال حضور خود را در آنجا تجربه میکند.

هری پاتر توسط یک تشکیلات سری که وظیفه کنترل لرد والدمورت را بر عهده دارد استخدام شده است و ...

 

کارگردان: David Yates

 

نویسندگان: Michael Goldenberg

 

بازیگران: ( از چپ به راست)

Daniel Radcliffe, Rupert Grint, Emma Watson, Robbie Coltrane, Ralph Fiennes, Michael Gambon

 

ژانر: علمی تخیلی ، فانتزی

تاریخ اکران: 20 تیر 1385

مدت پخش: 138 دقیقه

درجه بندی سنی: PG-13 ( به خاطر خشونت های پی در پی فانتزی و تصاویر موحش)

جان سخت (۲۰۰۷)*

Bruce Willis
داستان فیلم: John McClane با همراهی یک هکر با یک تشکیلات تروریستی  اینترنتی که  درصدد بر اندازی دولت  ایالات متحده احتمالا به وسیله  نوعی از اسپم ها یا  برنامه های فیشینگ  بر آمده است درگیر می شود.
کارگردان: Len Wiseman
بازیگران: (از چپ به راست)
Bruce Willis, Justin Long, Maggie Q, Timothy Olyphant
Jonathan Sadowski, Mary Elizabeth Winstead
ژانر:اکشن  ، حادثه ای
تاریخ اکران: 6 تیر 1386 
مدت پخش: 130 دقیقه
درجه بندی سنی: PG-13 (به خاطر خشونت  شدید و استفاده از الفاظ نا مناسب همینطور  یک صحنه  مختصر ...)

چوپان خوب (۲۰۰۶)

داستان فیلم: Edward wilson ، مردی درستکار و آرمانگرا که درستی و سادگی او ریشه در کودکیش دارد. او برای تامین امنیت جامعه و ایجاد زمینه رشد با هدفی والا به استخدام دولت در می آید. تیز هوشی، حسن شهرت و اعتقادات صادقانه او در مورد ارزش های واقعی آمریکا باعث می شود که او نخستین نامزد برای شغلی در اداره امنیت و جاسوسی شود. او به زودی به خدمت OSS (جلودار CIA) در طی جنگ جهانی دوم در می آید، بعد از آن او به عنوان یکی از رمز گشایان در CIA مورد توجه واقع میشود. Edward در قلب سازمانی کار می کند که فریب و دورویی لازمه حضور در آن است. حتی همسر او Clover و پسرش نیز نمی توانند او را از پا گذاشتن به راهی که در آن مجبور به قربانی کردن همه ارزشهایش   می شود منصرف کنند.

کارگردان: Robert De Niro

نویسندگان: Eric Roth

بازیگران: (از چپ به راست)

Matt Damon, Angelina Jolie, Joe Pesci, Keir Dullea, Alec Baldwin, Michael Gambon

ژانر: درام

تاریخ اکران: ۱ دی ۱۳۸۵

مدت پخش: ۱۶۸ دقیقه


جدول فروش

جدول هفتگی فیلمهای پر فروش سینمای آمریکا (۱۰فیلم برتر)

تا تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۵

عنوان فیلم فروش تا آخر هفته فروش کل
۱- شب در موزه ۲۳/۷ میلیون دلار ۱۶۴ میلیون دلار
۲- در جستجوی خوشبختی ۱۲/۹ میلیون دلار ۱۲۴ میلیون دلار
۳- بچه های مردان* ۱۰/۲ میلیون دلار ۱۱/۸ میلیون دلار
۴- نویسندگان آزادی ۹/۴۱ میلیون دلار ۹/۴۱ میلیون دلار
۵- دختران رویایی ۸/۶۶ میلیون دلار ۵۴/۳ میلیون دلار
۶- Happily N Ever AFter* ۶/۶۱ میلیون دلار ۶/۶۱ میلیون دلار
۷- شبکه چارلوت ۶/۶ میلیون دلار ۶۷ میلیون دلار
۸- چوپان خوب ۶/۴۵ میلیون دلار ۴۸/۳ میلیون دلار
۹- راکی بالبوا ۶/۰۲ میلیون دلار ۶۰/۶ میلیون دلار
۱۰- ما مارشال هستیم ۴/۸۸ میلیون دلار ۳۵/۲ میلیون دلار

آپوکالیتو(2006)


داستان فیلم: حماسه تاریخی مل گیپسون، فروپاشی تمدن سرخپوستی مایایی در حدود 600 سال پیش را به تصویر می کشد، دقیقا قبل از تجاوز اسپانیا و تسخیر شدن ناحیه مرکزی آمریکا توسط آنها.
داستان حول محور یک سرخپوست که برای نجات فرهنگ خود از هجوم فرهنگ بیگانه مبارزه می کند می چرخد.
کارگردان:Mel Gibson
نویسندگان: Mel Gibson, Farhad Safinia
بازیگران: (از چپ به راست)
Mayra Serbulo, Gerardo Taracena, Raoul Trujillo, Dalia Hernandez
ژانر: اکشن/حادثه ای
تاریخ اکران: 17 آذر 1385 
درجه بندی سنی: R (به خاطر خشونت زنجیروار و گیرا، هم چنین تصاویر آشفته و مشوش)


تزئین محل گردهمایی (2006)

داستان فیلم: "Steve finch " Matthew Broderick مسئول تزئین شهر برای کریسمس است ، او همه ی افراد محل را برای تزئینات کریسمس تحت نفوذ خود گرفته است. اما سلطه او به وسیله مردی احمق و دست و پا چلفتی که دنبال کسب محبوبیت در بین مردم است تهدید می شود او از اسم Steve سو استفاده میکند.

کارگردان: John Whitesell 

بازیگران: (از چپ به راست)

Matthew Broderick, Danny DeVito, Kristin Davis, Kristin Chenoweth, Alia Shawkat

 

ژانر: کمدی

تاریخ اکران: 1 آذر 1385

مدت پخش: 93 دقیقه


معرفی فیلم
 

کازینو رویال (2006)

داستان فیلم: جیمز باند ( Daniel Crage ) مامور میشود تا یک بانکدار " Le Chiffre " ( Mads Mikkelsen ) در یک گروه تروریستی جهانی را متوقف کند و این گروه را سرنگون سازد.باند می بایست در بازی پوکر که در کازینو رویال با Le Chiffre میکند برنده شود ، در این حین او با یک کارمند زیبای خزانه داری Vesper Lynd ( Eva Green ) که برای پخش پول شرط بندی او در بازیهای شرط بندی و نگه داری از اموال و پول دولتی گماشته شده است آشنا می شود. اما در این ماجرا باند و وسپر درگیریک سری حملات مرگبار از طرف Chiffre و ملازمانش می شوند.

کارگردان: Martin campbell

بازیگران: (از چپ به راست)

  Daniel Craig, Judi Dench, Jeffrey Wright, Eva Green, Mads Mikkelsen, Giancarlo Giannini

 

ژانر: درام

تاریخ اکران: 26 آبان 1385

مدت پخش:144 دقیقه

+ نوشته شده توسط محمد جواد-نیک در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 15:38 |

1. کازابلانکا  ( CASABLANCA )

کارگردان: مایکل کورتیز

بازیگران: همفری بوگارت - اینگرید برگمن

محصول 1942 آمریکا - شرکت برادران وارنر

سیاه و سفید - رومانتیک

توضیح:  شاید بهترین فیلمی که هالیوود تا کنون ساخته است. الگوی نمونه یک فیلم کلاسیک در بالاترین سطح خود.

اسطوره سالهای طلایی هالیوود که توسط  موسسه فیلم آمریکا باشکوه ترین فیلم عاشقانه تاریخ سینما لقب گرفته است.

فیلمی محبوب و زیبا با بازیگرانی افسانه ای که تماشای هر باره آن باز هم نکات تازه ای برای تماشاگر خواهد داشت.

 

 

 

 

 

2. پدرخوانده  ( GODFATHER )

کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا

بازیگران: مارلون براندو - آل پاچینو

محصول 1972 آمریکا - شرکت پارامونت

رنگی - گانگستری

توضیح:  فیلمی استثنایی در رده فیلمهای مافیایی . هنگام تماشای آن به هیچ وجه شک نمی کنید که در همان

سالهای دهه 40 نیستید. فیلم با داستان عالی و بازی استادانه بازیگران  به گونه ای پیش می رود که تماشاگر

را کاملا در متن داستان غرق میکند. فیلمی محکم و جاودانه که همیشه در صدر بهترین فیلمها می درخشد.

 

 

 

 

3. بدنام ( NOTORIOUS )

کارگردان : آلفرد هیچکاک

بازیگران: کری گرانت - اینگرید برگمن

محصول 1946 - آمریکا  - شرکت آر.ک.او

سیاه و سفید - جاسوسی

توضیح: یکی از شاهکارهای استاد بزرگ سینما که ماجرایی جاسوسی و عاشقانه را توامان به تصویر می کشد.

 فیلم محبوب علاقمندان هیچکاک که به قولی هیچکاکی ترین و احساسی ترین فیلم ساخته شده استاد است.

فیلم سرشار از سکانسهای زیبا و تعلیقی است و در عین حال یکی از بهترین عاشقانه های تاریخ سینماست.

 

 

 

 

 

4. طناب ( Rope )

کارگردان: آلفرد هیچکاک

بازیگران: جیمز استیوارت - جان دال

محصول 1948 آمریکا - شرکت ترانس آتلانتیک

رنگی - جنایی

توضیح:  یک فیلم استثنایی و عجیب از هیچکاک که با اینکه تمام فیلم فقط در یک اتاق می گذرد اما

آنقدر جذاب است که تماشاگر را تا پایان فیلم سر جای خود می نشاند. اولین فیلم رنگی هیچکاک و

همچنین اولین فیلمی که در آن از تکنیک برداشت طولانی بدون قطع تصویر استفاده شده است.

 

 

 

5. بیمار روانی (روح)  ( Psycho )

کارگردان: آلفرد هیچکاک

بازیگران: آنتونی پرکینز - جانت لی

محصول 1948 آمریکا - شرکت ترانس آتلانتیک

رنگی - جنایی

توضیح:  شناخته شده ترین فیلم هیچکاک که صحنه قتل در زیر دوش حمام آن معروف است.

هنرپیشه نقش اصلی فیلم در همان یمک سوم اول فیلم به قتل می رسد و بیماری روانی نقش

اصلی را به عهده می گیرد. جزء شاهکارهای استاد سینما و از بهترین ساخته های او.

 

 

 

6.   بر باد رفته (Gone with the Wind)

کارگردان:  ویکتور فلمینگ

بازیگران: ویلیون لی - کلارک گیبل

محصول 1939 آمریکا - شرکت سلزنیک اینترناشنال و مترو گلدوین مایر

رنگی - داستانی - رومانتیک

توضیح:  پر فروش ترین فیلم تاریخ سینما. در عظمت این پروژه پر خرج آن زمان همین بس

که فیلم در سال 1939 به صورت رنگی تهیه شده است. کل فیلم به یک قاب عکس متحرک

شبیه تر است و توانمندی دیوید سلزنیک را در آن زمان به خوبی نمایان می کند.

 

 

7. سرگیجه (Vertigo)

کارگردان: آلفرد هیچکاک

بازیگران: جیمز استیوارت - گریس کلی

محصول 1952 آمریکا - شرکت ترانس آتلانتیک

رنگی - معمایی

توضیح:  تکنیکی ترین و سرگیجه آور ترین فیلم هیچکاک !

خوراک سینما دوستان.

 

 

8. آناستازیا (Anastasia)

کارگردان: لیتواک

بازیگران: یول براینر - اینگرید برگمن

محصول 1956 آمریکا - شرکت پارامونت

رنگی - داستانی

توضیح:  فیلمی زیبا با داستانی جذاب که تا کنون فیلمهای زیادی بر اساس داستان آن

ساخته شده است. ماجرای دختر مفقود شده تزار روسیه که طی یک زد و بند زنی دیگر

به جای او معرفی می شود . دوبله زیبای فارسی همراه با بازی هنرمندانه بازیگران.

 

 

 

9. شاهین مالت (Maltese Falcon)

کارگردان: جان هیوستون

بازیگران: همفری بوگارت - ماری آستور

محصول 1941 آمریکا - شرکت برادران وارنر

سیاه و سفید - پلیسی

توضیح:  فیلمی زیبا و کلاسیک از کارگردانی بزرگ که در آن بوگارت نقش یک کارآگاه خصوصی

را بازی می کند. جزء بهترین فیلمهای نوآر سینما.

 

 

 

10. زنگها برای که به صدا در می آیند (For whom the bell tolls)

کارگردان: سام وود

بازیگران: گری کوپر - اینگرید برگمن

محصول 1942 آمریکا - شرکت پارامونت

رنگی - جنگی - رومانتیک

توضیح:  فیلمی ساده اما زیبا که بر اساس داستانی از نویسنده معروف ارنست همینگوی

(برنده جایزه اسکار) نوشته شده است.

 

 

 

11. همشهری کین (Citizen Kane)

کارگردان:  اورسن ولز

بازیگران: اورسن ولز - جوزف کاتن

محصول 1940 آمریکا - سیاه و سفید

توضیح:  فیلمی سرشار از تکنیک های ناب سینمایی که توسط نابغه سینما اورسن ولز

ساخته شد و همواره در میان ده فیلم برتر تاریخ سینما می درخشد.

 

 

 

12. در بارانداز (On the WaterFront)

کارگردان: الیا  کازان!!!!

بازیگران: مارلون براندو 

محصول آمریکا - سیاه و سفید

توضیح:  فیلمی زیبا با هنرنمایی مارلون براندو که معجونی عاشقانه - اجتماعی و گانگستری

است. ماجرای درگیری کارگران بارانداز به سرکردگی براندو با دسته تبه کار و رودررویی دو

برادر برای انجام وظیفه.

 

 

13. سابرینا  (Sabrina)

کارگردان: بیلی وایلدر

بازیگران: هامفری بوگارت - ویلیام هولدن

محصول 1952 آمریکا - 

سیاه و سفید - ملودرام

توضیح:  یک فیلم زیبا از وایلدر که سرگذشت عشق یکطرفه یک دختر ساده به پسر

خانواده ای است که پدر دختر راننده مخصوص آنهاست. فیلمی شاد و مفرح که به

طرزی استادانه ساخته شده است.

 

 

 

14. روشنایی های شهر (City Lights)

کارگردان: چارلی چاپلین

بازیگران: چارلی چاپلین

محصول 1923 آمریکا - سیاه و سفید

توضیح:  جزء بهترین و احساسی ترین فیلم های چارلی چاپلین که ماجرای عاشقانه ولگرد کوچولو

با یک دختر نابینا را به تصویر می کشد.

 

 

15- ترن (The Train)

کارگردان: جان فرانکن هایمر

بازیگران: برت لنکستر

محصول 1948 آمریکا - شرکت ترانس آتلانتیک!!!!!

رنگی - جنایی

توضیح:  یکی از خوش ساخت ترین فیلم های ساخته شده در مورد جنگ جهانی دوم

که سرگذشت مبارزه کارکنان راه آهن پاریس را در آخرین روزهای هنوز ارتش

آلمان نازی در فرانسه به تصویر کشیده است

+ نوشته شده توسط محمد جواد-نیک در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 15:16 |

Evan Almighty

 

مشخصات :

نام : Evan Almighty ( اوان توانا )

دسته : کمدی

محصول : آمریکا

زمان تولید : June 22nd, 2007 

کمپانی : Universal Pictures 

مدت : hr 1 . min 30

فروش تا کنون : 80,050,171$

امتیاز : رده ی -C

سایت اختصاصی فیلم : www.evanalmighty.com 

 

عوامل :

بازیگران :

Steve Carell, Morgan Freeman, Lauren Graham, John Goodman, Jimmy Bennett 

کارگردان : Tom Shadyac

نویسنده : Steve Oedekerk, Joel Cohen, Alec Sokolow

تهیه کننده : Dave Phillips, Matt Luber, Ilona Herzberg 

 

توضیح :

راستش نمیدونم این فیلم روچطور توضیح بدم و مغرفي كنم . جریان فیلم با عرض معذرت یه طورایی شبیه به داستان حضرت نوح هستش که برگرفته از زندگی حضرت نوح ولی به روش مدرن هست . نکته ی جالب این فیلم حضور آقای Steve Carell , کمدین معروف سینما و آقای Morgan  Freeman هست که هر دو از بازیگران بزرگ سینما هستن و در این فیلم هنر نمایی میکنن . گفتن که این فیلم هم قسمت دوم فیلم Bruce Almighty ( بروس توانا ) هستش که با بازی Jim Carrey و همین Morgan Freeman بوده و در سال ۲۰۰۳ ساخته شده . محتوای فیلم یه جور تمسخر کمدی به اعتقادات مذهبیه که هر جرو دوست داشتن اون اعتقاد رو به میل خودشون تغییر دادن , مثلا" یه نفر به اسم خدا میاد و به شخصی دستور میده که یه کشتی بسازه تا خود و همشهریان رو از خطر طوفانی که خواهد آمد نجات بده , خداییش دیگه چی میشه گفت . از این گذشته صحنه های مربوط به جلوه های ویژه ی فیلم خیلی زیباست و معلومه که رو این فیلم کار شده . به هر حال گذشته از اینها فیلم زیبا و جالب و خنده داریه و حدود ۲ هفته ای هم در ۱۰ فیلم پرفروش جهان قرار داشته که امیدوارم این فیلم زیبا و جالب رو ببینید و خودتون قضاوت کنید .

 

خلاصه ی فیلم :

اوان بکستر شخصیت بزرگ و محبوبیه که با شعار "دنیا را تغییر دهیم" تو دل مردم و رسانه ها جا باز کرده . اوان از نظر مالی و شغلی وضع خوبی داره که به مقام مدیریت یه شرکت بزرگ ارتقا پیدا میکنه و در همون شهر هم یه خونه ی بزرگ و مجلل برا خانوادش میخره . در پي گذشت روزها , يه شب اوان از خدا درخواست ميكنه كه اين قدرت رو به اوان بده تا بتونه تغيير در جهان به وجود بياره . چند روز بعد از گذشت اين ماجرا اوان متوجه ميشه كه حيووناي شهر همش به دنبالش ميان و در همه جا حتي شركت هم ولش نميكنن . روز بعد اوان مردي سفيد پوش رو ميبينه و بعد از يه گفتمان به اوان ميگه تو بايد يه كشتي بسازي و مردم رو از خطر طوفاني كه خواهد اومد نجات بدي .اولا اوان بهش محل نميذاره و حرفش رو مسخره ميدونه , ولي اين شخص كه خودش رو خدا معرفي ميكنه بارها سر راه اوان ظاهر ميشه و با انجام كارهايي قصد داره كه درستي اين حرف رو به اون بفهمونه . اوان اين حرف رو قبول نداره تا زماني كه تغييراتي در بدنش صورت ميگيره كه قادر نيست اونها رو برطرف كنه , مثلا" يه جا ريش بزرگي در مياره و هر چي صورتش رو با تيغ ميزنه هنوز ريش سر جاشه . با مشاهده ي اين وقايع اوان تصميم ميگيره كشتي رو بسازه كه وسايل اون رو هم از قبيل تخته آقاي خدا براش تهيه كرده . با اعمال اين تغييرات رو بدن اوان و تلاش در ساخت كشتي , اوان مورد مسخره ي مردم قرار ميگيره ولي هرچي كه ميخواد به اونها وقوع اين طوفان رو خبر بده تا به اون ايمان بيارن مردم قبول نكرده و اوان رو مسخره ميكنن , تا جايي كه اوان حتي خانوادش رو هم از دست ميده . حالا آيا اوان به تنهايي موفق به ساخت كشتي ميشه ؟ آيا اصلا" اون اتفاق رخ ميده ؟ يا اينكه همه اينا سر كاريه و برا به دام انداختن اوان بوده و اون اتفاق اصلا" رخ نميده ؟ آيا اوان ميتونه خانوادش رو برگردونه ؟ با فشار و تمسخر مردم و رسانه ها چي كار كنه ؟                 بالاخره اميدوارم اين فيلم زيبا , جالب و خنده دار رو ببينيد و از ديدنش لذت ببرين و به جواب اين سوالها هم برسين .

 

معرفي شخصيت هاي اصلي فيلم :

 Steve Carell

اين آقا اوان بكستر , همون شخصيت معروف و محبوبه كه خواهان تغيير دنياست . و در اين راه هم با مشكلات زيادي مواجه ميشه ولي دست از اين كار بر نميداره . يه جا هم يه لباس قديمي هستش كه مجبوره فقط اون رو تنش كنه و پوشيدن هر لباس ديگه اي باعث لخت شدن اوان ميشه . گذشته از اين Steve Carell اين نقش رو به خوبي بازي ميكنه عهده ي خلق يه نقش كمدي به خوبي برمياد .

 Morgan Freeman

اين هم آقاي خدا , همونيه كه به اوان دستور ساخت كشتي رو ميده . آقاي خدا همه جا جلوي چشم اوان حظور داره تا اين مسئله رو به اوان بفهمونه و با يه چشم به هم زدن هم غيب ميشه . آقاي Morgan Freeman مسئوليت ايفاي اين نقش رو داره و از اونجايي كه فرد سنگين و با شخصيته و در اغلب فيلم هايي هم كه بازي كرده نقش فرشته , خدا و يا اينجور چيزها رو داشته به خوبي از پسش بر مياد .

 Lauren Graham

اين كه همسر اوان , جوان بكستر هستش كه همسري مهربون برا اوان و مادري مهربون برا بچه هاست . يه جا بيچاره از ريش در اووردن اوان شكه ميشه و از اون ميخواد كه اين تغييرات رو برطرف كنه , ولي نميدونه كه اينها دست اوان بيچاره نيست . آخراش هم كه از دست كارهاي عجيب اوان خسته ميشه تصميم ميگيره با بچه ها بره خونه ي مامانش .

 Johnny Simmons, Jimmy Bennett , Graham Phillips

اينها هم بچه هاي اوان هستن كه به ترتيب ديلان , ريان و جوردن نام دارن كه اولاش برا ساختن كشتي خيلي به اوان كمك ميكنن ولي وقتي كه اسم رفتن مياد از مادرشون تبعيت ميكنن و ميرن خونه ي مادربزرگ .اين ديان هم عشقش اينه كه حتي سر صبحونه هم اين هندزفري رو بذاره در گوشاش و MP3 گوش كنه .

 Scene of Evan Almighty

اين هم تصويري بحث برانگيز از اوان و زمان ورود حيوونا به داخل كشتيه , مشابه با .........

+ نوشته شده توسط محمد جواد-نیک در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 16:20 |

Wild Hogs

مشخصات :

نام : Wild Hogs ( خوک های وحشی )

دسته : کمدی

محصول : آمریکا

زمان تولید : March 2nd, 2007

کمپانی : Touchstone Pictures

مدت : hr 1 . min 39

فروش تا کنون : 168,213,584$

امتیاز : رده ی +D

وب سایت اختصاصی فیلم : www.video.movies.go.wildhogs.com

 

عوامل : 

بازیگران :

John Travolta , Tim Allen , Martin Lawrence, William H. Macy, Tichina Arnold 

کارگردان : Walt Becker 

نویسنده : Brad Copeland

تهیه کننده : Sharla Sumpter Bridgett, Amy Sayres, Michael Tollin 

 

توضیح :

فیلم خوک های وحشی فیلمی بسیار سرگرم کنندست که تماشای اون لحظات خوشی رو به شما هدیه میکنه . نکته ی جالب توجه در فیلم خوک های وحشی حضور دو هنرمند برجسته به نام های John Travolta (بازیگر فیلم Face Off ) در نقش Woody و Martin Lawrence ( بازیگر فیلم Bad Boys ) در نقش Bobby هستن که در فیلم هنر نمایی میکنن و جذابیت فیلم رو بالا میبرن . محتوای این فیلم  چگونگی استفاده ی کامل و لذت بخش از زندگی و اوقات فراغت انسانه و بیان میکنه که باید انسان زندگی رو اونطور که دلش میخواد پیش ببره و خودش رو از شرایط بد دور کنه و به فکر هرچه شاد کردن زندگی باشه ؛ مسئله ای که حداقل امروزه فراموش شده و مردم به اون توجهی نمیکنن و زمانی که در مرکز شرایط ناگوار قرار میگیرن امید خودشون رو از دست داده و خودشون رو به روزگار میسپرن . فیلم خوک های وحشی داستان زندگی چهار دوست موتور سواره که از زندگی یکنواخت و کسالت آور خسته شده و در پی اون تصمیم به رفتن به مسافرت میگیرن که در طول اون دستخوش اتفاقات تلخ و شیرینی میشن که دیدن اونها خالی از لطف نیست . گذشته از امتیاز فیلم که خداییش یه کم بی انصافی کردن تو امتیاز دادن ؛ پیشنهاد میکنم که این فیلم ززیبا و سرگرم کننده رو تماشا کنید و مطمئن هم باشید که از دیدنش خسته نمیشید . 

 

خلاصه ی فیلم :

چهار دوست قدیمی و وفادار به نام های وودی ؛ داگ ؛ بابی و دادلی گروهی موتو سوار هستن که زندگی ساده و یکنواختی دارن . وودی کارمند یه شرکته که هنوز ازدواج نکرده . داگ هم یه مرد خانواده داره که یه پسر داره و به علت مبتلا به بیماری چربی از خوردن غذاهای چرب و سرخ کردنی محرومه و سر همین موضوع هم همیشه از اینکه نمیتونه غذاهایی رو که پسرش میخوره بخوره بسیار ناراحته . بابی هم یه سیاه پوسته که یه پسر و یه دختر و یه همسر اخمو و لجباز داره که مادر بابی هم پیش اونها زندگی میکنه ؛ و بالاخره دادلی هم یه مرد مجرد ساده هستش که عشقش اینه که هی به خانومها زل بزنه . این چهار نفر که از جریان زندگی ساده و کسالت بار خسته شدن تصمیم میگیرن که بدون خبر به مسافرت و گشت و گذار برن و در پی اون موتورسیکلت ها رو آماده کرده و اسم گروه خودشون رو میزارن خوک های وحشی و حرکت میکنن . در همون ابتدای راه به پست یه گروه قلدر موتور سوار میخورن که بعد از یه بگو مگو اون گروه قلدر موتور دادلی رو گرفته و اونها رو روونه میکنن ؛ در پی این حادثه وودی که زور خوبی داره و خیلی از این موضئع ناراحته چند ساعت بعد مخفیانه میاد و موتور دادلی رو پس گرفته و برای انتقام لوله های بنزین تمام موتور ها رو پاره میکنه ؛ بعد از اینکه جک رئیس گروه خبر دار میشه دستور به تعقیب اون چهار نفر رو میده که در این بین تصادفا" سیگارش رو زمین میفته و زمین هم که پر بنزین شده .......... خوک های وحشی در ادامه ی سفر و گذر از اتفاقاتی جالب به شهر New Mexico رسیدن و در هتل اقامت کردن و طبق معمول هم دادلی با اونجا با یه دختره به اسم مگی آشنا و دوست میشه که بعدا" هم به کمکشون میاد . از طرف دیگه دو نفر از چند نفری رو که جک مامور پیدا کردن خوک های وحشی کرده به این شهر اومده و اونها رو شناسایی کردن که در پی اون فردای اون روز جک کل دارودستش رو در شهر جمع و آماده ی حمله به خوک های وحشی میکنه ؛ حالا در این میان آیا این چهار نفر میتونن از پس کلی آدم قلدر بر بیان ؟ خوک های وحشی چه نقشه ای برا این کار دارن ؟ آیا مردم شهر هم که در این مدت از خوک های وحشی خوششون اومده به اونها کمک میکنن ؟       نگران نباشید ؛ از اونجا که دسته ی فیلم کمدی هستش بلای خاصی سرشون نمیاد ولی به هر حال با تماشای این فیلم زیبا و جالب به جواب این سؤالها میرسین .

 

معرفی شخصیت های اصلی فیلم :

 John Travolta

این که وودی هستش وهمونطور که گفتیم یه کارمند ساده ی شرکته ؛ که به اصطلاح قلدر گروه هم خودشه . یه جا هم برا اینکه داگ هی با منزل تماس نداشته باشه ؛ موبایل داگ رو پرت میکنه تو صخره ها . وودی فردی و شجاعه که آقای John Travolta این شخصیت رو به زیبایی بازی میکنه .

Tim Allen 

این هم داگ هستش که مسن ترین و با تجربه ترین فرد گروه و به اصطلاح رئیس گروهه . داگ همسر مهربونی داره که خیلی مواظب سللامتی داگه و مواظبه که هر چیزی رو میل نکنه که این مسئله به مزاق داگ خوش نمیاد ؛ ولی خودمونیم پسرش هم خیلی پرخره . یه بار هم داگ جوش میاره و از عصبانیت هر چی دورو ورش هست میخوره که این براش نتیجه ای جز بستری تو بیمارستان نداره .

Martin Lawrence 

این آقا هم بابی هستش که تو فیلم بر خلاف همسرش نقش ساده ای رو ایفا میکنه . یه جا هم حسابی اون دو مأمور جک رو کتک میزنه و محبوب مردم میشه ولی غافل از اینکه جک به اون دوتا گفته بهشون دست نزنین تا ما برسیم ؛ اونا هم ناچارا" دست به بابی نمیزنن .

William H. Macy 

و این هم مرد ساده در عین حال زیرک گروه به نام دادلی ؛ که از این بابت نامرد خوب دختر رو جور میکنه . همیشه هم هواسش به رانندگی نیست و سرش یه جا میخوره و موتور پرت میشه و از این بابت هم انگشت نمای گروهه . خلاصه نمیدونم انگار مگی رو دوست داره چون زیاد نمیشه بهش اعتماد کرد .

Marisa Tomei 

این هم مگی ؛ دوست دختر فعلی دادلیه و باعث تعجبه که دادلی رو دوست داره چون دادلی زیاد چهره ی زیبایی نداره ولی بارها هم با همین دادلی تیک میزنه . آخراش هم یه جورایی به کمک گروه میاد .

Ray Liotta 

و نهایتا" این هم جک همون رئیس گروه قلدراست که هی دوست داره به ملت الکی گیر بده . ولی خودمونیم از اون کار وودی و منفجر شدن قرارگاهشون خیلی عصبانیه و میخواد خوک های وحشی رو تیکه تیکه کنه ولی ..........

+ نوشته شده توسط محمد جواد-نیک در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 16:17 |

 The Hills Have Eyes 2

مشخصات :

نام : The Hills Have Eyes II ( تپه ها چشم دارند 2 )

دسته : ترسناك

محصول : آمريكا

زمان توليد : March 23rd, 2007

كمپاني : Fox Atomic

مدت : hr 1 . min 29

فروش تا كنون : 20,801,344$

امتياز : رده ي -C

سايت اختصاصي فيلم : www.thehillshaveeyes2movie.com

 

عوامل :

بازيگران :

Jessica Stroup, Reshad Strik, Michael McMillian, Daniella Alonso, Lee Thompson Young

كارگردان : Christopher Landry

نویسنده : Andrea Dietrich

تهيه كننده : Tina Anderson

 

توضيح :  

تپه ها چشم دارند 2 فيلمي بسيار بسيار پر هيجانه كه از همون اول فيلم شما رو سر جاتون ميخ كوب ميكنه . نسخه ي اول اين فيلم در سال 1995 ساخته شده بود كه هيچ ارتباط جرياني به هم ندارند ولي در يه موضوع اند . اين فيلم در يه منطقه ي خاص بياباني فيلمبرداري شده كه بسياري از هيجان فيلم به فيلمبرداري عالي و جلوه هاي ويژه ي اون و بازي بازيگراني مثل خانم Jessica Stroup سرچشمه ميگيره . محتواي فيلم به عواقب جنگهاي شيميايي آمريكا به كشورها اشاره داره ؛ جنگهايي كه استفاده از سلاح شيميايي در اونها باعث كشتن هزاران آدم و تغيير ژنتيك خاص كل موجودات اون منطقه ميشه ؛ مسئله اي كه پس از گذشت سال هاي سال هنوز گريبان گير بعضي از كشورها مثل ژاپن شده و ماندگار هم خواهد بود . شايد اگر عواقب اين چنيني اين سلاح ها كه امروزه معلوم شده براي كشورهاي استفاده كننده معلوم بود از بمباران اين سلاح صرف نظر ميكردن شايد هم اونقدر بي رحم بودن كه اين چنين عواقبي براشون مهم نبوده ؛ ولي امروزه مهم اينه كه همه ي كشورها اين سلاح ها رو ريشه كن بكنن كه شايد يك رؤياي دور باشه . با اين همه پيشنهاد ميكنم اين فيلم پرهيجان رو ببينيد كه گذشته از ترسناك بودن فيلمي بسيار پرهيجانه ؛ و بخشي از عواقب اين سلاح ها رو روي انسانها مشاهده كنيد .

 

خلاصه ي فيلم :

ُSector 16 يه پايگاه آمريكايي در منطقه ي قندهار افغانستان هستش كه سالها پيش به دليل فرار آمريكاييها و ترك اين منطقه اونها اين پايگاه و منطقه رو بمباران شيميايي و ميكروبي كردن تا اون منطقه براشون پاكسازي بشه و راحت تر براي تصرف . حالا پس از سالها كه افغانستان رو تصرف كردن ارتش آمريكا گروهي محقق رو براي تحقيق و بررسي به قندهار افغانستان و اون پايگاه شيميايي زده ميفرسته تا از اون پايگاه اطلاعاتي بدست بيارن و بدنبال اون براي حفاظت از اين گروه در برابر خطرات احتمالي گروهي نظامي رو هم به اونجا اعزام ميكنه كه 2 نفر از اونها خانم هستن . از طرف ديگه بعد از بمباران شيميايي و كشتار مردم خانواده اي متشكل از پدر ؛ پسر ؛ عمو و ... جان سالم بدر ميبرن ولي اينها بر اثر عواملي ميكروبي تغيير ژنتيك ميدن كه ساختار بدن و رفتار اونها تغيير پيدا ميكنه . اين خانواده با كشتن آدم ها و خوردن اونها زنده ميمونن و دامهاي خيلي زيادي رو هم زير زمين و داخل تپه ها بوجود اوردن كه آدم ها رو به دام بندازن . اين خانواده ي وحشتناك كه از وجود آدم ها در اون منطقه با خبر شدن بر اين ميان تا اونها رو به دام انداخته و از بين ببرن اما زنها رو همون اول نميكشن ولي بعد از اينكه پس از مدتي توليد مثل كردن اون زنها رو از بين ميبرن . حالا اين موجودات كه به طريقي وحشتناك آدم ها رو ميكشن اين گروه تحقيق رو هم ميتونن مثل بقيه به قتل برسونن ؟ اون گروه نظامي رو ميخوان چي كار كنن ؟ آيا اين گروه ميتونه خانواده رو از بين ببره ؟ يا اين كه ارتش آمريكا خودش دست به كار ميشه ؟ اينها سؤال هاييه كه بايد فيلم رو ببينيد تا به جواب اونها برسين .  

 

معرفي شخصيتهاي اصلي فيلم :

 Jessica Stroup

اين امبر هستش كه عضوي از اون گروه نظاميه و همراه افراد ديگه به اين ماموريت ميره ؛ يه نامزد هم داره كه تو همون گروهه . قبل از رفتن مانوري رو انجام ميدن كه در اون مانور امبر بهتر از هر مردي از پسش بر مياد . بعد از ورود به اونجا امبر كه از هيچي خبر نداره چيزهاي غير طبيعي رو ميشنوه و ميبينه و بدنبال اون ميره كه از جريانات با خبر بشه كه يكي از اين وحشتناكها جلوش ظاهر ميشه و ميخواد امبر رو بكشه كه نامزدش از پشت سر اون رو با تير ميزنه و فعلا" از مرگ نجات پيدا ميكنه . ولي اين نامزد بيچارش به كشتن ميره كه يه جا ناگهاني چشم امبر به سر نامزد بيچاره ميخوره و ..........

 Daniella Alonso

اين خانم سياه پوست ميسي هستش كه دوست امبره و عضوي از گروه نظامي اعزاميه . ميسي يه بچه داره كه با موبايل ازش فيلم گرفته و ميسي هي هرجا رسيد اون فيلم رو كه رو موبايله ميزاره و با بچش حال ميكنه . يه جا هم اين موبايل به دردشون ميخوره كه چه جوريش رو خودتون ميبينيد . ميسي بيچاره يه بار از همه جدا ميشه كه بره كمي اونطرف تر و احتياجشو بر طرف كنه از پشت سر يه وحشتناك اون رو ميگيره و ميبره ؛ گروه نظامي هم به دنبال نجات ميسي تو دام بزرگي گرفتار ميشن .

 Michael McMillian

اين ديويد هستش كه معلومه يكي از اون تازه كاره ها تو ارتشه و تو مانور هم گند ميزنه و همه اون رو بي دست و پا ميدونن ولي آخرش اين بي دست و پايي رو به همه نشون ميده . ديويد خيلي شجاعه و در بسياري موارد جون امبر رو نجات ميده و چند بار خودش هم گير اونها ميفته .

 Michael Bailey Smith

اين هم هادس ؛ باباي اون وحشتناكاس كه ميسي بيچاره گير اين موجود ميفته و بلايي سر ميسي مياره كه برا زير 16 سال توصيه نميشه . ولي يه جا هم ميسي دق دلي شو سر اين هادس در مياره . هادس يه پسري هم داره كه آدم ها رو براش مياره .

 Derek Mears

اين كاملون ؛ پسر هادس هستش كه آدم ها رو و از جمله ميسي رو ميبره برا باباش . يه جا هم همون اول كه ميسي رو ميبره يه كم دست دستش ميكنه كه باباش هادس خيلي عصباني ميشه چون معمولا" زنها مال باباس . كاملون توانايي استتار خيلي زيادي داره و ميتونه قشنگ جلوي چشم ملت خودشو تو تپه ها و صخره ها استتار كنه .

 Daniella Alonso , Jessica Stroup

اينم تصوير آخر كه هدف خاصي نداره و فقط يه جا امبر و مسي رو كنار هم نشون ميده .

+ نوشته شده توسط محمد جواد-نیک در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 16:15 |

مکان تولد: کاليفرنياي امريکا
تاريخ تولد:۱۱ نوامبر
1972

لئوناردو دی کاپریو ،پدیده چند سال اخیر هالیوود که به سرعت پله های شهرت و محبوبیت را راطی کرد ، در یازدهم نوامبر 1972 به دنیا آمد . او بازیگری را در سال 1991 و با حضور در فیلم در موجودات 3 شروع کرد و بعد از فیلم پویزن آیوی در سال 1993 ادامه داد و بعد از این دو نقش کوتاه بود که بخت به او روی کرد و هنگامی که برای بازی فیلم زندگی این پسر تست داد و توجه رابرت دنیرو جلب کرد و برای بازی در این فیلم انتخاب شد . به این ترتیب لئوناردو نه تنها نخستین نقش قابل توجهش را در فیلم مطرح بدست آورد بلکه این فرصت را هم پیدا کرد تا در برابر بازیگر محبوبش ، رابرت دنیرو قرارگرفته و از او بسیار بیاموزد . او بلافاصله بعد از این فیلم برای ایفای نقش برادر عقب افتاده جانی دپ در فیلم چه چیز گیلبرت را می خورد ؟ انتخاب شد لئو برای ایفای این نقش چهار روز خودش را دریک بیمارستان روانی زندانی کرد و تلاش زیادی برای اجرای بهتر آن انجام داد که حاصل بازی درخشانش نامزدی جایزه اسکار و گلدن کلاب بهتربن بازیگر نقش مکمل بود. بسیاری این فیل را درخشانترین کار او در بین 13فیلمی که تا به حال بازی کرده می دانند .او پس این علیرغم اعتباری که نامزدی جایزه اسکار برایش به ارمغان آورده بود چند سالی در دوران افول را می گذراند و درچند فیلم بی ارزش و کم فروش ظاهر شد که در این تنها استثنا فیلم چابک دست مرده ساخته سم ریمی (1996) است . او در این فیلم نقش هفت تیر کش جوانی را در برابر شارون استون بازی می کند و در اواخر فیلم توسط پدرش که کلانتر است (جین هکمن) کشته می شود . شارون استون او را برای بازی در این فیلم پیشنهاد کرد و اولین رویکرد او به سینمای تجاری هالیوود است که به فروشش هم کمتر از حد انتظار بود. در سال 1996 بار دیگر رابرت دنیرو به سراغ دیکاپریو می آید . اوکه تنها تهیه کننده فیلم اتاق ماروین است در آن بازی هم می کند ، نقش یک جوان شرور و غیر قابل کنترل را به او پیشنهاد می کند این فیلم یکی ار کارهای قابل توجه لئو است که در برابر بزرگانی چون مریل استری ،دایان کیتون و دنیرو بازی درخشانی ارائه داد.
سرانجام در سال 1997 لئو دو بازی در دو فیلم رومئو و ژولیت شکسپیر و تایتانیک تبدیل به محبوبترین و گرانترین بازیگر جهان می شود . رومئو و ژولیت اثر غیر متعارف و برداشتی پست مدرنیستی ازداستان معروف شکسپیر است که در یمن کارگردانی خوب، ساختار کلپ وار و مدرن و بازی خوب لئوو کلر دنیز به موفقیت زیادی رسید. هنوز موج موفقیت این فیلم فروش نکرده بود که تایتانیک جیمز کامرون عالم سینما را زیر و رو کرد. لئو در کنار کیت وینسلت تصویر حماسه عظیم کامرون شد تا با استفاده از موفقیت فراوان هنری و تجاری فیلم به اوج برسد . دیگر تمام جهان لئو را می شناختند و تنها نام او کافی بود که میلیونها نفر را به سالن های سینما بکشد . پس از تایتانیک لئو کم کار شد و اواخر سال 1997 فیلم مردی با نقاب آهنین اکران شد که فیلمی متوسط بود . دیکاپریو هم علی رغم بازی در دو نقش تقربیبا متضاد بازی متوسط داشت.

یکی از آخرین فیلم های دیکاپریو شهرت ساخته وودی آلن است. او در این فیلم نقش کوتاه یک بازیگر جوان و محبوب هالیوودی را دارد که به نوعی هجو خود اوست . به هر حال حتی با وجود شکست نسبی دو فیلم آخرش او هنوز در اوج است و تبدیل به اولین بازیگری شده است که دستمزدی بالای 20 میلیون دلار به او پیشنهاد شده است، آن هم با این سن و سال کم...
+ نوشته شده توسط محمد جواد-نیک در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 16:7 |

با سلام خدمت همه دوستان و بازدید کننده های عزیز که سر میزنن و مارو از نظر های خوبشون بهرمند می کنند. این آخرین پست من در سال 84 هست .

عید نوروز رو همه شما و خوانواده گرامیتون تبریک می گم انشالا سال بهتری رو در پیش رو داشته باشین ....

معرفی فیلم :

رویا پرداز
بازیگران :  کرت راسل – داکوتا فاننینگ – فرردی رودریگز – کریس کریستوفرسون – الیزابت شو
کارگردان: جان گتینز ( اولین فیلمی هست که کاگردانی کرده )
تاریخ اکران : 21 اکتبر 2005
استدیو: DreamWorks SKG
نوع فیلم : درام / خانوادگی
درجه بندی سنی : PG
مدت زمان نمایش : 1 ساعت و 38 دقیقه

داستان فیلم : داستان فیلم واقعی است .... خانواده ای را تصویر میکشد که صاحب مزرعه ای پرورش اسب هستند پدر این خانواده بن کرین ( کرت راسل ) وظیفه اش تعلیم اسب های مسابقه است – مادر این خانوده در یک رستوران کار میکند و در اخر دختری 11 ساله به نام کیل ( داکوتا فانینگ ) دارند .... در ادامه فیلم وظیفه تعلیم  یک کره اسب به نام ( سونیا ) بر عهده بن می افتد ولی در حین تعلیم پای جلو سونیا می شکند و صاحب این اسب دستور کشتن سونیا را صادر میکند بن به خاطر علاقه کیل به سونیا به صاحب اسب میگوید در ازای حقوقش به اون این اسب را بدهد و صاحب سونیا  به خاطر خلاص شدن از شر این اسب مجروح قبول میکند......
در اخر شاهد حضور سونیا در میدان مسابقات هستیم .

V for Vendetta ( اکران امروز )

بازیگران  :  ناتالی پورتمن – هوگو ویوینگ – استیون ری – جان هرت
کارگردان: جیمز مک تیگ
تاریخ اکران : 17 مارچ 2007
استدیو: برادران وارنر
نوع فیلم : اکشن/ ماجرایی/ درام/ فانتزی
درجه بندی سنی : R
مدت زمان نمایش :-

داستان فیلم رو فعلا  تا نبینم در موردش نمی گم ولی با توجه به تریلری که ازش دیدم حتما باید فیلم زیبایی باشه مخصوصا حضور بازیگرانی مثل ناتالی پورتمن – و هوگو ویوینگ ( بازیگر نقش مامور اسمیت ئر سه گانه ماتریکس ) در نقش گای فاکس – و کاگردانی جیمز مک تیک که دستیار جرج لوکاس در جنگ های ستاره ای : حمله کلون ها و انتقام سیث و دستیار برادران واچوفسکی در سه گانه ماتریکس بود.
برادرام واچوفسکی تهیه کنندگان این فیلم هستند.

اوقات خوش با دیک و جین

بازیگران : جیم کری – تئا لئونی – آلیس بلدون – ریچارد جن کینز
کارگردان: دین پاریست
تاریخ اکران : 21 دسامبر 2005
استدیو: Sony Pictures
نوع فیلم : کمدی
درجه بندی سنی : PG – 13
مدت زمان نمایش : -

خلاسه داستان : در مورد زن و شوهری هست که زندگی خوبی دارند. دیک ( جیم کری ) در یک شرکت بزرگ ( انرون ) وهمسرش جین ( تئا لونی )   در یک آژانس مسافرتی هوایی  کار می کنند .... بعد از اینکه دیک به سمت معاونت آن شر کت می رسد همسرش هم از کارش استعفا میدهد .... تا اینکه شرکتشان به علت کلاهبرداری مدیرانش ور شکست  میشود سهامشان سقوط میکند و دیک و جین هر دو بیکار شده و برای گذراندن زندگیشان مجبورند دست به دزدی بزنند ( اونم چه دزدی هایی که دزد های حرفه ای هم از این کار میترسند )  

من خودم به شخصه از فیلم و شوخی ها لوس و تکراری جیم کری خوشم نیامد اگه وقت آزاد زیاد دارین دیدن این فیلم ضرر نداره ....


معرفی 2 فیلم ترسناک :

ای - گرگ

کارگردان: جف وادلو
تاریخ اکران : 16 ستامبر 2005
استدیو: Rogue Pictures (Focus)
نوع فیلم : ترسناک/ جنایی
درجه بندی سنی : PG – 13 
مدت زمان نمایش : 1 ساعت و 30 دقیقه.

بودجه این فیلم حدود 1 میلیون دلار بود ولی فروش کل این فیلم 10 میلیون یعنی از این پرسودترین فیلمهای 2005 !!!


کاگردان این فیلم واقعا یکی از بهترین فیلم های ترسناک این چند سال سینما رو ساخته فیلمی با داستان خوب و غیر کلیشه ای هست .البته اصلا نمیشه یک فیلم ترسناک از نظر من عنوان کرد باید بگم بیشتر شبیه یک فیلم جنایی بود. داستانش هم در مورد پسری  17 ساله هست به خاطر خراب کاری هایی در  مدرسه  قبلی اش کرده به دانشگاهی در Westlake تبعید میشود .... در انجا همراه با  رفقای جدیدش عضو باشگاهیی به نام دروغگو ها (liars  club ) میشود .... اونا با شخصیت پردازی چهره یک قاتل ( wolf )  رو برای خودشون خلق میکنند که جنایتکار است و دوستان خودش رو میکشد ولی این داستان پردازی ها باعث ترس در کل بچه ها مدرسه میشود. ولی گرگ جنبه حقیقی به خود میگیره و قتل هایی در بین اعضای باشگاه شکل میگیره.....

Wolf Creek 
 کارگردان: گرگ مکلین
تاریخ اکران : 25 دسامبر 2005
استدیو: The Weinstein Company
نوع فیلم : ترسناک / جنایی
درجه بندی سنی : R
مدت زمان نمایش :95 دقیقه


راستش من این فیلم رو کامل نمی بینم و ندیدم ولی تا اونجایی که دیدم داستانش از این قراره ......
اگه اهل فیلم های ترسناک هستین اوایل فیلم داستانش براتون تکراریه ( تقریبا تو مایه های Hostel و کشتار با اره برقی در تگزاس و پروژه ی جادوگر بلر ) .  داستان چند دوست هست که برای گزراندن تعطیلات میرن به مناطق پرت استرالیا ( جا قطحی بود !  ) تا 35 دقیقه اول فیلم می تونین طبیعت زیبای استرالیا رو تماشا کنین ولی بعدش  ماشینشون خراب میشه تا اینکه یه پیرمردی به کمکشون میاد و اونا رو به منطقه  خودش می بره ....... ( تازه فیلم شروع  میشه )
خشونت این فیلم خیلی بالاست برای همین من کامل اونو نگاه نکردم و فکر هم نمی کنم تحمل نگاه کردنش رو داشته باشم وقتی میگم خشونت منظورم تکه تکه کردن شخصیت های مونث در این فیلم هست .


معرفی مهمترین فیلم هایی که سال 2006 اکران خواهند شد.

X-Men: The Last Stand
با اضافه شدن شخصیت های جدید همچنین بیشتر شدن صحنه های اکشن باید منتظر دنباله خوبی باشیم.

Mission: Impossible III
دنباله ماموریت غیر ممکن 2 با بازی تام کروز و فیلیپ سیمور هافمن ( برنده اسکار امسال بهترین بازیگر مرد برای فیلم کاپوتی ) و کاگردانی عالی جی.جی آبرامز ( کاگردان سریال محبوب الیاس )

Superman Returns
یه فیلم امسال اکران بشه من دنبال باشم بازگشت سوپر من هست.

Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest
دنباله فیلم های موفق دزدان دریای کارائیب همچنین برای قسمت سوم هم با بازیگران قرار داد بسته شده .

The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford
فیلم جدید براد پیت

Ice Age 2: The Meltdown
دنباله  محصول پر فروش و خنده دار عصر یخبندان ( سال 2001 ) حتما باید انیمشن قشنگی باشه.

The Da Vinci Code
پرسروصدا ترین و بی شک پرفروشترین  فیلم 2006 خواهد بود . از همین الان تبلیغات براش شروع شده . اقتباسی از رمان پر فروشی با همین نام با بازی تام هنکس و ژان رنو و ادری توتو و کارگردانی یکی از بهترین کاگردان ها ران هاوارد

The Fast and the Furious: Tokyo Drift
دنباله 2 سریع و 2 خشمگین بدون استفاده از ون دیزل و پل واکر

 




+ نوشته شده توسط محمد جواد-نیک در پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 21:53 |
مارلون براندو» در سوم آوريل 1924 در «اُماها بنداسكا» بدنيا آمد. او سومين و آخرين فرزند «دوروتي پين باركر» و «مارلون براندو» بود. مادرش بازيگر محلي و پدرش فروشنده بود. در سال 1925، والدينش از هم جدا شدند و مادر خانواده همراه سه فرزندش به «سنتا‌آما» واقع در كاليفرنيا نقل مكان كرد ولي دو سال بعد، والدين او دوباره ازدواج كردند و همگي به استان «ايلي ئويز» واقع در شمال شيكاگو رفتند.
در سال 1940 او به پانسيون نظامي فرستاده شد كه در آنجا شروع به تمرين‌هاي نمايش كرد ولي به خاطر سرپيچي از قوانين كمي پيش از فارغ‌التحصيلي اخراج شد. در سال 1943 براندو به نيويورك نزد خواهرش رفت و دركارگاه هنرهاي دراماتيك» ثبت نام كرد كه در آن‌جا با بازيگراني مثل «هدي بلافونت» و «شيلي و نيترز» آشنا شد. اولين معلمش در آن‌جا «استلا آدلر» (Stella Adler) بود كه اهل خانواده بزرگي از روسيه بود. او شعارش اين بود كه «بازي نكنيد، خودتان باشيد». او راهنماي براندو بود و از همان چيزهايي آموخت كه امروز به آن «متد بازيگري» مي‌گويند. آنچه «استلا آدلر» به دانش‌آموزان خود ياد داد اين بود كه چگونه نيروهاي دروني خود را كشف كنند تا به كمك آن‌ها، احساسات ببيننده خود را هم بيدار كنند. براندو يك‌بار درباره آدلر نوشت:«او به من ياد داد كه طبيعي باشم و سعي نكنم حسي را كه خودم هنگام بازي، لمس نكرده‌ام، تظاهر كنم» در سال 1944 براندو اولين تجربه صحنه‌اش در نمايشي درباره حضرت مسيح بود. در طول همان سال اولين همكاري‌اش با كمپاني «برادوي» در «من مادر را به خاطر دارم» به كارگرداني « جان ون دروتن» (yonvun Droten) كه بسيار موفق از كار درآمد و تا دوسال نمايش داده شد. اين نمايش پرفروش تحسين‌هاي بسياري براي براندو در پي داشت كه يكي از تحسين‌كنندگانش «اليا كازان» (Elia Kazan) كارگردان بود. «الياكازن» توانست تهيه كننده فيلمش «اتوبوسي به نام هوس» كه «تنسي ويليامز» فيلمنامه آن را نوشته بود ‌ـ را راضي كند كه براندو براي نقش «استنلي كوالسكي» مناسب است. با بازي چشم‌گير براندو در اين نقش مشخص مي‌شد كه او در پي گونه‌اي خاص از بازيگري است و قادر است روح دردمند و مجروح را به خوبي نشان دهد. شيوه بازي براندو با راهنمايي‌هاي الياكازان خبر از ورود متد به عالم بازيگري مي‌داد. شخصيت «استنلي كوالسكي» يكي احمق‌ترين و هوس بازترين شخصيت‌هايي است كه تا به حال در سينما ديده شده است. خاطره مردي كه به آرامي به وسايل اطرافش ضربه مي‌زند و با بيان خاصش كه بين كلمات مكث مي‌كند و بي‌اختيار نام «استلا» را فرياد مي‌زند، براي هميشه جاودان شده است.
از آن بعد هاليوود به دنبال براندو بود ولي او تمام پيشنهادات را رد مي‌كرد. به جز فيلم «مردان» با كارگردان «استنلي


خلاقيت و سركشي او بر قوانين حاكم بر سينما چه روي پرده و چه خارج از آن، او را جاودانه كرد و تا كنون هيچ بازيگري نمي‌تواند ادعا كند كه مثل مارلون براندو در ارتقاي بازيگري مؤثر بوده است


كرامر» (Stanly Kramer) كه در آن سربازي است كه در جنگ فلج شده و نمي‌تواند با مشكلاتش در جامعه كنار بيايد و براي بازي در آن مدتي با اين گونه بيماران سپري كرده بود. اين فيلم نتوانست موفقيت فيلم قبلي براندو را تكرار كند اما او را نامزد جايزه اسكار كرد. منتقدي اشاره كرده است كه« بازي براندو در فيلم «مردان» مثل تزريق خون به جان بازيگري‌است» بعد‌ها همگي اين كار بزرگ او را تأييد كردند.
در بهار 1955، براندو، كمپاني اختصاصي‌اش را با نام «پين باركر» كه اسم پيش از ازدواج مادرش را روي آن گذاشته بودرا تاسيس كرد. در اكتبر 1957، براندو با بازيگري بنام «آنا كاشيف» (Anakashif) كه اهل ولز بود ازدواج كرد. در دهه شصت او تعدادي فيلم ضعيف بازي كرد. در طول اين مدت او براي پايان دادن به تبعيض نژادي و بي‌عدالتي اجتماعي و برگرداندن حقوق سرخپوستان وارد جنبش «قانون مدني» شد و اعانه جمع مي‌كرد با حضور در فيلم «دربارانداز» (1954) و با كارگرداني الياكازان، براندو اولين اسكار خودش را كسب كرد.
براندو در نقش شخصيت‌هاي متفاوتي بازي كرده بود و هيچ وقت پاي ثابت نوع خاصي از نقش‌ها نبود. او جرأت كرد كه در موزيكال «جوانان و عروسك‌ها» آواز بخواند.
در فيلم «قهوه خانه ماه اوت» در نقش يك مترجم ژاپني تمايلش را به كمدي نشان داد. در «سايانورا» (1957) او را سربازي آمريكايي مي‌بينيم كه در حين مأموريت در ژاپن عاشق بازيگري ژاپني مي‌شود در حالي كه ازدواج او ممكن است مجازات سختي در پي داشته باشد. اين فيلم برايش پنجمين نامزدي اسكار را به دنبال داشت. بار ديگر در هيبت يك نظامي بخت با او يار بود و و در فيلم «شيرهاي جوان» در كنار «مونت گوي كليف» (Mont Gary Clift) درخشيد. اين جوان عاصي و پرشور دهه پنجاه آمريكا هيچ گاه روش زندگي فوق ستاره‌هاي هاليوودي را در پيش نرفت و در عوض راه را براي ستاره‌هاي بزرگ ديگري مثل «جيمزدين» (James Dean) كه خيلي زود مرد و تنها در سه فيلم بازي كرد و «پل نيومن»(Poul Newman) هموار كرد.
در اين دهه براي چهار سال پياپي نامزده جايزه اسكار شد. سال اول براي فيلم «مردان» سال دوم «براي زنده ياد زاپادا» كه در آن رهبر دهقاناني بود كه عليه حكومت شورش كرده بودند و سومي براي «جوليوس سزار» كه در آن شكلي كاريكاتوري از مارك آنتوني سردار قدرت طلب سزاور نمايش مي‌دهد. او خواهرزاده قيصر و مردي خوش گذران و دلير بود كه با قدرت كلامش، مردم را تحريك به انتقام مي‌كرد و چهارمي به خاطر يكي از بهترين ساخته‌هاي «الياكازان» يعني «در بارانداز» كه براندو در آن درخشيد و اوج بازي او در سال‌هاي جواني بود و بالاخره به خاطر آن جايزه اسكار را گرفت.
دومين ازدواج براندو در سال 1960 با بازيگر مكزيكي بنام «موتيرا كاستاندا» (Motria Castanda) به وقوع پيوست . «سربازان يك چشم» فيلمي بود كه در سال 1961، براندو علاوه بر بازيگري، كارگرداني آن را هم انجام داد كه در واقع وسترني متفاوت در زمان خودش محسوب مي‌شد. در فيلم «شورش در كشتي بونتي» براندو يك افسر كشتي است كه با ناخدا اختلاف پيدا مي‌كند. شكست تجاري اين فيلم كه احتمالاً علت اصلي آن نيز جنجال و درگيري‌هاي پشت صحنه بود و به خاطر هزينه زيادي كه صرف ساخت آن شده بود اين شكست تقريباً باعث ورشكستگي كمپاني سازنده‌اش شد.
در سال 1962 براندو در فيلم ناموفق «آمريكايي زشت» بازي كرد. و ودر عوض فرصت همكاري دوباره با الياكازان را از دست داد. كازان سعي كه تا براندو را براي بازي در فيلم جديدش يعني «سازش» راضي كند اما او نپذيرفت.
حضور براندو در وسترن « ميسوري از هم مي‌پاشد». كه‌در صحنه‌اي پيراهن به تن و كلاه زنانه به سر مي‌كند از توانايي‌هاي عجيب ديگر او خبر مي‌داد و حضور موفقش در «سوپرمن» با توجهي زودگذر همراه بود. به خاطر ويژگي‌هاي خاص فيلم «بسوزان» در سال 1969 ساخته «فرد زينه‌مان» يعني از لحاظ بازيگري و مضمون اجتماعي به آن توجه ويژه‌اي شد.
او درنقش مأمور سري بريتانيايي ظاهر مي‌شود كه شورش بزرگي را در يك كشور آفريقايي به راه مي‌اندازد فيلم اعتراضي به نژاد پرستي و استعماگري است و شخصيت براندو در آن با توجه به موقعيت‌هاي مختلف،‌ مرتب تغيير مي‌كند.
در سراسر دهة 60 شخصيت گيراي براندو هم بر روي پرده و هم بيرون از آن از او هنرمندي دوست داشتني و نيروي تازه اجتماعي ساخت. تماشاگران جوان آن روزها او را در قامت فردي سركش، تحسين مي‌كردند اما نسل‌هاي بعدي او را فردي ضد اجتماع و بي‌بندوبار شناختند. اما باز هم، منتقدان معتقد بودند كه از يكي از مبتكرترين شخصيت‌هايي است كه در طول مدت طولاني روي پرده ظاهر شده است.
در طول دهه هفتاد براندو با بازي‌هاي قدرتمند در نقش‌هاي خاطره‌انگيز در ذهن‌ها ماندگار شد. در سال 1972، مارلون براندو معني واقعي نبوغ بازيگري را با نقش «دون ويتو كورلئونه» در فيلم «پدرخوانده» كه كارگردان آن «فرانسيس فورد كوپولا» بود به تماشاگران ارائه مي‌دهد كه براي آن دومين جايزه اسكار خود را نيز به دست آورد.
براندو در مراسم اسكار در 27 مارچ 1973 همراه يك دختر سرخپوست ظاهر شد. براندو از پذيرفتن جايزه سر باز زد و دختر سرخپوست از طرف او بيانيه‌اي را خواند كه در آن دليل رد كردن مجسمه را رفتار نادرست با سرخپوستان بومي به خصوص در فيلم‌هاي اين كشور دانست. رد كردن اين جايزه بوسيله براندو باعث ايجاد دوره‌اي شد كه در آن او بيشتر به سياست اهميت مي‌داد تا به بازيگري. خيلي‌ها معتقد بودند كه كار او در مراسم اسكار بچگانه بوده و او مي‌توانست با روش‌هاي ديگري از سرخپوستان حمايت كند.
براندو موفقيت روياي‌اش در «پدرخوانده» را با حضور در هيبت مردي ميانسال در برابر «ماريا اشنايمر» در فيلم «آخرين نانگو در پاريس» كامل مي‌كند كه احتمالاً بهترين بازي‌اش بود و درخشش او عامل اصلي موفقيت فيلم «برناردو برتولچي» (Bernardo Bertolcci) است كه بهترين فيلم اين كارگردان نيز هست. اين فيلم براندو را براي بار هفتم نامزد اسكار كرد. او دهه هفتاد را با ايفاي نقش «كوتز»‌قهرمان فيلم «اينك آخرالزمان» به كارگرداني كوپولا به پايان رساند كه مشكلات مالي آن، فيلم و كارگردانش را به درد سر انداخت. اما در سال 2003 اين فيلم با اضافه شدن پلان‌هاي حذفي به صورت محدود با نام «اينك آخرالزمان»و تدوين دوباره به نمايش در آمد. براندو در دهه هشتاد مدتي از روي پرده‌ها دور بود. در آن دوران اظهارنظرهاي عجيب و غريب بر اندوه هم شنيده مي‌شد مثل اين جمله كه در بازيگري حرفه‌اي پوچ و توخالي است، به هر حال مارلون براندو هرگز از مركز توجه و ستاره بودن راضي نبود. او در اول كتاب خاطراتش كه در سال 1994 به نام «آوازهايي كه از مادرم آموختم» منتشر شد، نوشته است كه هر چه پول آورده خرج روان‌پزشك‌ها كرده است.
پس از يك غيبت طولاني، براندو در سال 1989 در فيلم «فصل خشك سفيد» در نقش يك وكيل روشنفكر سفيدپوست كه تبعه آفريقاي جنوبي است، ظاهر مي‌شود كه از درآمدهاي كلانش دست كشيده است. اين نقش هم نامزدي آكادمي را كسب كرد كه هشتمين و آخرين افتخار مشابه او بود. در همان سال يكي از وقايع تلخ و تراژديك زندگي خصوصي مارلون براندو نيز اتفاق افتاد و آن از اين قرار بود كه پسرش «كريستيان» به اتهام قتل نامزد خواهر ناتني‌اش «داگ دروليت» محاكمه و به جرم قتل عمد به ده سال زندان محكوم شد. به دنبال اين اتفاق در سال 1995، دختر براندو نيز در بيست و پنج سالگي، خود كشي كرد. براندو هيچ گاه زندگي آرام و بي‌دغدغه‌اي نداشت و همين موضوع او را مورد توجه رسانه‌هاي عمومي قرار مي‌داد. اما يكي از بهترين فيلم‌هاي او در آن زمان كمدي «نوآموز» بود كه در سال 1990 ساخته و براندو در آن با «متيوبرادريك» (Matiow Bradrick) هم بازي بود و همچنين بازي‌هاي زيباي او در «دن ژوان دماركو» (1995) و «جزيره دكتر مورو» (1996) بياد ماندني بود. آخرين فيلم اين ستاره بزرگ يعني «امتياز»‌ در سال 2001 ساخته شد كه او در برابر «رابرت دنيرو» (Robert Deniro) و «ادوارد نورتون» (Ednard Norton) درخشيد. سه نفري كه همگي از بهترين بازيگران نسل خود شناخته شده‌اند اما خلاقيت و سركشي او بر قوانين حاكم بر سينما چه روي پرده و چه خارج از آن، او را جاودانه كرد و تا كنون هيچ بازيگري نمي‌تواند ادعا كند كه مثل مارلون براندو در ارتقاي بازيگري مؤثر بوده است. او بيشتر دهه‌هاي هشتادو ونود را در


برگمن در باره براندو گفته است:«اگر درباره كساني كه در زمان خودشان اسطوره بودند فكر مي‌كنيد – افرادي مثل «جيمزدين» ، «مولين مونرو» و «الوس پربسلي» – براندو هم مطمئناً در اين همين دسته قرار دارد»


تنهايي سپري كرد و اواخر عمر را بيشتر با كمكهاي مردمي مي‌گذراند و انگار خاطرات دهه پنجاه كه با آن عالم بازيگري را دگرگون كرده است را فراموش كرده بود. اين اسطوره بازيگري در دوم جولاي 2004 در بيمارستان به خاطر چاقي مفرط و نارحتي ريه، درگذشت. با مرگ اوپروژه فيلمي كه قرار بود درباره براندو ساخته شود منتقي شد. فيلم «براندو برلندو» درباره جواني است كه به دنبال اين بازيگر راهي آمريكا مي‌شود و با كمك خود براندو، فيلمنامه‌اش بازنويسي شده بود.
برگمن در باره براندو گفته است:«اگر درباره كساني كه در زمان خودشان اسطوره بودند فكر مي‌كنيد – افرادي مثل «جيمزدين» (James Dean) «مولين مونرو» (Marilyn Monroe) و «الوس پربسلي» (Eluis Presely) – براندو هم مطمئناً در اين همين دسته قرار دارد» مارلون براندو افسانه قرن ما بود كه تماشاگران اين عصر را شيفته‌ي خود كرد و نسل‌هاي آينده را هم شيفته خود خواهد كرد. سهم او در پيشرفت هنر بازيگري و صنعت فيلم غيرقابل انكار است و ياد و خاطره او نه تنها به خاطر نقش به سزايش در ارتقاي فيلمسازي بلكه همين‌طور به خاطر فعاليت‌هاي بشر دوستانه‌اش در حمايت از جنبش مدني و بازگرداندن حقوق سرخپوستان بومي آمريكا در ذهن‌ها زنده خواهد ماند.
فيلم‌ها :
مردان (1950)- اتوبوسي به نام هوس (1951)- زنده باد زاپاتا (1952) – جوليوس سزار (1953) – وحشي (1954) – دزيره (1954)- در بار انداز (1954)- جوانان و عروسك‌ها (1955)- قهوه‌خانه ماه اوت (1956) – سايانورا (1957)- شيرهاي جوان 1975) – نسل فراري (1960)- سربازهاي يك چشم (1961) – شورش در كشتي بوتني (1962)-داستان وقت خواب (1964)- آمريكايي زشت (1962) – موريتوري (1965) – آپالوزا (1966) – تعقيب (1966)- كنتسي از هنگ كنگ (1967) – انعكاس در چشم طلايي (1967)- كندي (1968) – بسوزان (1968) – شب بعد از حادثه (1968) – شبروها (1971) – آخرين تانگو در پاريس (1972) – پدرخوانده (1972) – ميسوري از هم مي‌پاشد (1976) سوپر من (1987) – اينك آخرالزمان (1979) – فرمول (1980) - فصل خشك سفيد (1989) – نوآموز (1990) – كريستف كلمب (1992) – دون ژوان دماركو (19959 – جزيره دكتر مورو (1997) – پول بادآورده (1998) – امتياز (2001) – اينك آخرالزمان، تدوين دوباره (2003)
اسكار
سال عنوان فيلم نامزد/برنده
1989 بهترين بازيگر نقش دوم مرد فصل خشك سفيد(1989) نامزد
1972 بهترين بازيگر مرد پدرخوانده (1972) برنده
1957 بهترين بازيگر مرد سايانورا (1957) نامزد
1954 بهترين بازيگر مرد دربار انداز (1954) برنده
1953 بهترين بازيگر مرد جوليوس سزار (1953) نامزد
1952 بهترين بازيگر مرد زنده باد زاپاتا (1952) نامزد
1951 بهترين بازيگر مرد اتوبوسي به نام هوس نامزد
آكادامي انگلستان
سال عنوان فيلم نامزد/ برنده
1954 بهترين بازيگر خارجي در بارانداز (1954) برنده
1953 بهترين بازيگر خارجي جوليوس سزار (1953) برنده
1952 بهترين بازيگر خارجي زنده باد زاپاتا (1952) نامزد
جشنواره بين‌المللي فيلم كن
سال عنوان فيلم نامزد/ برنده
1952 بهترين بازيگر مرد سربازان يك چشم(1952) برنده
انجمن كارگردانان آمريكا
سال عنوان فيلم نامزد/ برنده
1961 بهترين كارگردان سربازان يك چشم (1961) نامزد
سال عنوان فيلم نامزد / برنده
1989 بهترين بازيگر مرد نقش دوم فصل خشك سفيد (1989) نامزد
1972 بهترين بازيگر مرد – درام پدرخوانده (1972) برنده
1963 بهترين بازيگر مرد – درام آمريكايي زشت (1963) نامزد
1957 بهترين بازيگر مرد ـ درام سايانورا (1957) نامزد
1956 بهترين بازگر مرد – موزيكال و كمدي قهوه‌خانه ماه اوت (19569 نامزد
1954 بهترين بازيگر مرد ـ درام در بار انداز (1954) برنده
1972 بهترين بازيگر مرد پدرخوانده (1972) نامزد
1957 بهترين بازيگر مرد سايانورا (1957) برنده
1954 بهترين بازيگر مرد در بارانداز (1954) نامزد
1952 بهترين بازيگر مرد زنده باد زاپاتا (1952) نامزد
1951 بهترين بازيگر مرد اتوبوسي به نام هوس (1951) نامزد
+ نوشته شده توسط محمد جواد-نیک در پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 18:10 |


Powered By
BLOGFA.COM